|
|
|
|
|
آنگاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟ ارد بزرگ همیشه به خاطر داشته باشید که دنیا هرگز مدیون شما نیست ، زیرا قبل از شما نیز وجود داشته است . جان استیل وقتی که شما به بدبینی عادت کنید ، بدبینی به اندازه خوشبینی مطلوب و دوست داشتنی است . آرنالد بنت پیش از آنکه با کسی پیمانی ببندید ، دمی درباره توانایی خود در اجرای آن بیندیشید و سپس پاسخ گویید . ارد بزرگ زیبایی غیر از اینکه نعمت خداست. دام شیطان نیز هست . فردریش نیچه تنها زمانی می توانید چیزی را که ریشه های عمیق در فرهنگ شما دارد به وضوح ببینید که آن چیز در کار دور شدن از شما و فرو رفتن در دور دست باشد . جی.هیلیس میلر شکست های زندگی ، درهای پیروزی را می گشاید و خودپسندی درهای پیروزی را یکی پس از دیگری می بندد . ارد بزرگ خوشا به حال پیمان منشانی که وجودشان به پیرایه پاکی و شرم آراسته شده . بزرگمهر حیات آدمی در دنیا همچون حبابی است در سطح دریا . جان راسکن رشد آدمیان تنها زمانی پایدار خواهد بود که بر اساس شایستگی ها و توانایی آنها باشد . ارد بزرگ چرا باید در انتظار بهشت موعود احتمالی باشیم ؟ما خود قادریم یک بهشت واقعی در عرصه زمین به وجود آوریم. اگوست کنت انسانها با دو چشم و یک زبان به دنیا می آیند تا دو برابر آنچه می گویند ببینند ، ولی از طرز سلوکشان این طور استنباط می شود که آنه با دو زبان و یک چشم تولد یافته اند ، زیرا همان افرادی که کمتر دیده اند بیشتر حرف می زنند و آنهاییکه هیچ ندیده اند ، درباره همه چیز اظهار نظر می کنند . کولتون آنکه نمی تواند از خواب خویش برای فراگیری دانش و آگاهی کم کند ارزش برتری و بزرگی ندارد . ارد بزرگ برای تلفظ کوتاهترین کلمه "بله" یا "نه" خیلی بیشتر از یک نطق باید فکر کرد . پتیاگور اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های متعدد است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد . فردریش نیچه اگر هدف زندگی هویدا باشد ده ها راه بن بست نیز نمی تواند ما را از پیش رفتن به سوی آن باز دارد . ارد بزرگ هرکس قادر به تملک و اراده نفس خود باشد آزادی حقیقی را به دست آورده است . پرسلیس تملّق خوراک ابلهان است . شکسپیر آنکه نگاه و سخنش لبریز از شادی ست در دوران سختی نیز ماهی های بزرگتری از آب می گیرد . ارد بزرگ آغاز هر کار مهمترین قسمت آن است . افلاطون قبول حقیقت از بیان حقیقت سختتر است . هیچکاک دوستی که نومیدنامه می خواند ، همیشه سوار تو و پیشدار دورخیزهای بلندت خواهد شد . ارد بزرگ میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال بریزد. اریسون سووت ماردن ایده های ازلی دریافته از تامل ناب هستند و مایه اساسی و ابدی تمام پدیده های جهان را بازگو می کنند. این ایده ها متناسب با ماده ای که واسطه بازگویی آنها هستند ، جامه نقاشی ، شعر، مجسمه سازی یا موسیقی می پوشند . تنها سرچشمه هنر معرفت بر ایده هاست و تنها هدف آن انتقال این معرفت است. شوپنهاور زندگی ، پیشکشی است برای شاد زیستن . ارد بزرگ هر عادتی در ابتدا مانند یک نخ نازک است . اما هربار که یک عمل را تکرار می کنیم ما این نخ را ضخیم تر می کنیم و با تکرار عمل نهایتا این نخ تبدیل به طناب و بلندی می شود که برای همیشه به دور فکر و عمل ما می پیچد. اریسون سووت ماردن فکر خوب معمار و آفریننده است . دیل کارنگی شادی و امید روان آدمی را می پرورد گر چه تن رنجور و زخمی باشد . ارد بزرگ اندیشه و تفکر پشتوانه ای بزرگ در سراسر حیات بشر است و انسان بی اندیشه و تفکر به ماده ای بی روح می ماند . پاسکال تمام پیشرفتهای عالمگیر خود را مدیون تفکر منظم و یادداشت برداری دقیق هستم . ادیسون پیران فریبکار، آتش زندگی جوانانند . ارد بزرگ افکار افراد متفکر خودبخود می اندیشد .ارنست دیمنه بدگمانی میان افکار انسان مانند خفاش در میان پرندگان است که همیشه در سپیده دم یا به هنگام غروب که نور ظلمت بهم آمیخته است بال فشانی می کند . بایگون شادی و بهروزیمان را با ارزش بدانیم ، تن رنجور نیرویی برای ادب و برخورد درست برجایی نمی گذارد . ارد بزرگ تا وقتیکه مرد عروسی نکرده او را غیر کامل می خوانند ، بنابراین معلوم می شود پس از ازدواج کار مرد تمام است . باب هاپ کسی که به آبادانی می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند . فردوسی خردمند بدان همواره آنکه برای رسیدن به تو از همه چیزش می گذرد روزی تنهایت خواهد گذاشت، این هنجار دردناک زندگی است . ارد بزرگ برای اداره کردن خویش ، از سرت استفاده کن . برای اداره کردن دیگران ، از قلبت. دالایی لاما وقتی قلبت بیدار شد و شعله ای از نور شد ، تو معنا و اهمیت زندگی را خواهی شناخت ، و این فیضی عظیم است . و آنگاه سپاسگزاری و حمد طلوع می کند . آنگاه فقط هدیه زندگانی کافی است تا با آن برای همیشه و همیشه راضی و خشنود باشی . دالایی لاما بدبخت کسی است که نمی تواند ناراستی خویش را درست کند . ارد بزرگ همین لحظه حاوی بهشت و دوزخ است . همه اش بستگی به تو دارد . اگر تو خوش باشی ، شاد باشی ، اگر عاشق زندگی باشی و آن را محترم بداری و جشن بگیری . در بهشت هستی ، اگر نتوانی شادمانی کنی ، اگر چنان زنجیرهای سنگینی برپا و دست داشته باشی که نتوانی با آهنگ زندگی به رقص در آیی ، آن وقت در دوزخ به سر می بری . دالایی لاما صاحبان اخلاق، روح جامعه خود هستند. امرسون باور بدبختی از خود بدبختی دردناکتر است . ارد بزرگ یک زندگی را وقتی می شود با خوشبختی قرین دانست که شروعش با عشق باشد و ختمش با جاه طلبی . بوسکالیا اگر پیری پند ده و اگر جوانی پند گیر .ضرب المثل چینی اگر غرورت را گم کرده ایی به کوهستان رو ، و اگر از جنگ خسته ایی به دریا . ارد بزرگ خنده، بهترین روح جنگ با زندگی است. آناتول فرانس میانه روی و اندازه نگه داشتن کمال طبیعت آدمی است. کنفسیوس خودخواهی ، کاشی سادگی روانت را ، خواهد شکست . ارد بزرگ دنیا به امید برپاست و انسان به امید زنده. علی اکبر دهخدا مرد نیک، صدای وجدان را می شنود .ضرب المثل اسپانیایی در خواب می توانی نیروی روان خویش را بنگری . ارد بزرگ اگر شما دشمن دارید ، بدی او را با خوبی پاداش ندهید ، زیرا این امر موجب شرمساری او می گردد . ولی به او وانمود کنید که او با این عمل خود برای شما خدمتی انجام داده است . نیچه قوی ترین اهرم ها، اراده است. اسمایلز نیکی برآیند خرد است ، در دل و روان آدمی . ارد بزرگ کوشش اولین وظیفه انسان است. گوته فهمیدن بهتر از دانستن است. گوستاو لوبن اگر دست تقدیر و سرنوشت را فراموش کنیم پس از پیشرفت نیز افسرده و رنجور خواهیم شد . ارد بزرگ پول بتی است که همه او را می پرستند ولی این بت معبد ندارد . روتشیند آدمی باید از گناه بپرهیزد ، هر چه را به خویش نمی پسندد به دوست و دشمن خود روا ندارد . بزرگمهر برای ماندگاری ، رویایی جز پاکی روان نداشته باش . ارد بزرگ اراده محکم و متین که بخواهد به هر کس آنچه سزاوار است بدهد عدالت نام دارد . اولپن انسان موفق لاقید نیست وانسان لاقید موفق نیست. ضرب المثل چینی اگر کمی چیزهای غیر لازم را بدانی بهتر از این است که هیچ ندانی . سندکا پرتگاه می تواند به وجدآورنده روان و یا کشنده جسم باشد . ارد بزرگ آسوده حال کسی است که بردبار است . بزرگمهر اول صحت ، دوم جمال ، سوم مال و چهارم رفیق . این ها پله های نردبان سعادت است . ساموئید آنانیکه سامان و پویندگی در کیهان را دروغ می پندارند ، همواره در اندیشه کین خواهی و حمله به جهان پیرامون خویش هستند . زندگی خود و نزدیکانشان را تباه می سازند و سرانجام در برآیندی بزرگتر از هستی ناپدید می شوند . ارد بزرگ تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند. گراهام بل روی زمین خانه موقتی است و زیر زمین جایگاه ابدی . ساموئل آدامز گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان ، فراموشی است. ارد بزرگ آن که در آموختن جهد نمی کند هرگز نباید در انجمن دانایان لب به گفتار بگشاید . بزرگمهر اراده از آن مرد کور نیرومندی است که بر دوش خود مرد شل بینایی را می برد تا او را رهبری کند. شوپنهاور هنرمند و نویسنده مزدور ، از هر کشنده ای زیانبارتر است . ارد بزرگ در کارهای دشوار نشاط بسیار وجود دارد . لویی پاستور پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم . فردریش نیچه نتیجه گیری زود پس از رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است . ارد بزرگ پسرها ، لنگرهای زندگی مادرانند . سوفوکل آنکس که نتواند در حلقه شادی و نشاط دیگران به صورت یکی از افراد در آید ، یا مغرور است یا ریاکار و یا در قید تشریفات . لاواتر اگر پنداری توان پیش بردن ما را نداشته باشد همان به که زودتر رهایش کنیم . ارد بزرگ حقیقت گفت مرا برهنه بگذارید و پیرایه بر من مبندید زیرا من هیچگاه از برهنگی خود شرمسار نیستم. اعتصام الملک آن که خشم بر او چیره نشود و بر گنهکار سخت نگیرد از گزند در امان است . بزرگمهر ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد . ارد بزرگ دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . گابریل گارسیا مارکز خسروی بزرگتر ، بندگی بیشتر می خواهد . فردوسی خردمند ریگهای ساحل خرد ، نشیمنگاه پندارهای پاک و شبانه توست . ارد بزرگ آدم تنبل عصای شیطان است .ضرب المثل ولزی انسان ها به طور کلی، چیزی جز کودکان بزرگ نیستند .ناپلئون بناپارت تبهکار همیشه نگران کیفر خویش است حتی اگر بر زر و زور لمیده باشد و این بسیار درد آور است چرا که سایه کیفر همواره در برابر دیدگانش است . ارد بزرگ آنگاه که همه نیک سخن می گویند، پلید اندیشی عین خرد است . آلفرد مارشال بشر، بر صفحهی شطرنج ابدیت، چون پیادهای در دست خدا و شیطان است. گوته آنگاه که سنگ خویشتن را به سینه می زنید نباید امید داشته باشید همگان فرمانبردار شما باشند . ارد بزرگ تاریکی و شب، مادران تفکرند .ضرب المثل هندی کسی که از سرنوشت خود شکایت می کند ، از کوچکی و ناچیزی روح خود شکایت کرده است. مترلینگ اشتباهی در کار نیست، فقط عبرت آموزی است . آن ویلسن اسکف غروب جان آدمی ، سپیده دمی به جهان دیگر است . ارد بزرگ از مردم دور باش و تنها زندگی کن ، نه به کسی ظلم کن و نه بگذار کسی به تو ظلم کند . ابوالعلامعری اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم ، بهتر آن است که آنرا خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم . شکسپیر آدمهای بی مایه ، همگان را ابزار رسیدن به خواسته های خویش می سازند . ارد بزرگ خیال هایت را کنار بگذار و نیتت را خالص کن آنوقت حقیقت در قلبت می تابد . ملا صدرا خود را قربانی کنیم بهتر است تا دیگران را. گاندی آب و هوا ، بر جهان بینی ، پبوندهای مردمی و اندیشه ما تاثیرگذار است . ارد بزرگ برای جلب علاقه، باید اظهار علاقه مندی کرد .دیل کارنگی پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند . امیل فاگو در بلند هنگام هیچ نیرویی نمی تواند در برابر فرهنگ و هنر ایستادگی کند . ارد بزرگ از قضاوت کردن دست بکش تا آرامش را تجربه کنی. دیپاک چوپرا عشق ماندگار هرگز بر جاذبه ی جسمانی میان شما و معشوق که همواره در حال تغییر است متکی نیست . باربارا دی آنجلیس خداوند ما را برای خودش آفریده است پس قلبمان آرام نمی گیرد مگر وقتی که به او رو یمی آوریم. سنت آگوستین |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 10:13 توسط فاطمه جهینی
|
|
||
|
|
|
|
|
ماه ربیع الاول ماه بندگی ماه تولد پیامبر اعظم حضرت محمد (ص) به تمام مسلمین جهان تبریک می گوییم |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 9:53 توسط فاطمه جهینی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد. اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان . مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود . هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی. کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند . اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند . توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت . افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند . امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند . بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند. زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده . عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای . بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 9:51 توسط فاطمه جهینی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد. اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان . مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن . ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود . هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی. کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند . اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند . توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت . افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند . امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد . همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند . بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند. زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده . عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای . بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 9:51 توسط فاطمه جهینی
|
|
||
|
|
|
|
|
شه دین گفت که عباس یار من است / مصطفایش من و او حیدر کرار من است
ایام سوگوار ابا عبدالله الحسین به شما بازدید کنندگان تسلیت می گویم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 11:35 توسط فاطمه جهینی
|
|
||
|
|
|
|
|
مقدمه : حسابداری تعریف : فن ثبت ، طبقهبندی ، خلاصهکردن فعالیتهای مالی یک مؤسسه درغالب اعداد قابل سنجش پول و تفسیر نتایج حاصله از آن میباشد. مراحل اصلی حسابداری : 1- فن ثبت 2- طبقهبندی 3- خلاصهکردن 4- تفسیر نتایج فن ثبت: کلیة فعالیتهای مالی یک مؤسسه ، روزانه دردفتری بنام دفتر روزنامه ثبت میشود. طبقهبندی: در این مرحله حسابدار هفتهای یک بار اطلاعات را از دفتر روزنامه وارد دفتر کل میکند. خلاصهکردن: در این مرحلة حسابدار ماهانه ماندة حسابها را از دفتر کل وارد تراز آزمایشی میکند. تفسیر نتایج: در این مرحله حسابدار ماندة حسابها را تجزی و تحلیل میکند و صورتهای مالی اساسی را تشکیل میدهد صورتهای مالی اساسی عبارتند از صورت سود و زیان - صورتحساب سرمایه و ترازنامه . اهمیت و فایده حسابداری: برای صاحبان یک مؤسسه مهم است که از وضع مالی مؤسسه اطلاع داشتهباشند و بدانند در طی یک دورة مالی چهمقدار درآمد و هزینه داشتهاند ؟ سود و زیان شرکت چقدر است ؟ تغییرات سرمایه و بدهی شرکت چگونه میباشد ؟ جوابگوی کلیة سؤالات فوق تنها صورتهای مالی میباشد که توسط حسابدار تهیه شدهاست . اهم طبقاتی که نتایج حاصله از سیستم حسابداری برای آنها مهم میباشد: 1- استفادهکنندگان درون سازمانی :کسانی هستندکه داخل مؤسسه وجوددارندوباید از صورتهای مالی استفاده کنند مثل مدیران مؤسسه که با مطالعة صورتهای مالی وتجزیه تحلیل آنهابه نقص کارهای خودپی برده وبابررسی اعدادوارقام وبااستفاده ازتجربههای گذشته،برنامههای آینده راطرحریزی میکنند 2- استفادهکنندگان برون سازمانی : کسانی هستند که در خارج از شرکت هستنداما میبایست ازاطلاعات صورتهای مالی استفادهکنند : الف: صاحبان سرمایه (سهامداران شرکت) : صاحبان سرمایه علاقمند هستند که از وضع مالی مؤسسه ای که سرمایة خود را به آنها دادهاند مطلع شوند و با بررسی این اطلاعات نسبتبه درجة لیاقت مدیران پی ببرند . ب : بستانکاران (طلبکاران) : آنها با بررسی وضع مالی مؤسسه میتوانند تصمیم بگیرند که تا چه اندازه برای چنین مؤسسهای اعتبار قائل شوند و با مدیران آن مؤسسه دادوستد انجام دهند. ج : بانکها و مؤسسات وامدهنده : با مطالعة صورتهای مالی قدرت بازپرداخت وام درخواستی مشتری (مؤسسه) بنابه وضع مالی و میزان موفقیت تجاری را درنظر گرفته و اعتبار لازم را تخصیص میدهند . د : رقبا : با مبارزة اقتصادی بمنظور بدستآوردن سود بیشتر(یکی از خصوصیات سیستم اقتصاد آزاد و سرمایهداری میباشد که در این نظام اقتصادی هریک از صاحبان مؤسسه میکوشند فعالیت مؤسسات رقیب آگاه شوند) . هـ : اشخاصی که مایل به سرمایهگذاری در مؤسسات میباشند : افرادی که علاقه مند ومایل هستند سرمایة خود را در مؤسساتی بکار گیرند که احتمال سود بیشتر را دارند قبلاز سرمایهگذاری میبایست از وضع مالی مؤسسه مطلع شوند . فعالیتهای مالی : عبارتند از فعالیتهایی که موجب تغییر در دارایی ها ، بدهیها و سرمایه میشوند مانندکالایی که خریداری شودو یا به فروش رسد . دورة مالی : مدت زمانی که فعالیتهای مالی یک مؤسسه با آن شروع شده و در پایان تمامی حسابها بسته شوند و نتیجة عملیات وضعیت مالی یک مؤسسه نشان دادهشود و در ایران دورههای مالی از اول فروردین ماه تا پایان اسفندماه ادامه دارد . ( دورههای مالی ممکن است 3 ماهه ، 6 ماهه ، 9 ماهه یا یکساله باشد که توسط مدیر مؤسسه مشخص می شود . دورة عمل حسابداری : حسابداری شامل هشت مرحله میباشد : 1- ثبت فعالیتهای مؤسسه در دفتر روزنامه 5- انجام عملیات اصلاح حسابها 2- انتقال معاملات در دفتر کل 6- تهیه کاربرگ 3- تهیة تراز آزمایشی 7- بستن حسابهای موقت 4- تهیة صورتهای مالی اساسی 8- تهیة ترازنامة اختتامیه ( بستن حسابهای دائمی ) رشتههای تخصصی حسابداری : 1- حسابداری عمومی مقدماتی : براساس ثبت دو طرفة معاملات در دفاتر مؤسسات ثبت و در پایان دورة مالی صورتهای مالی اساسی تهیه میشود و زیربنای کلیة رشتههای حسابداری میباشد . 2- حسابداری صنعتی : قیمت تمامشدة هر واحد کالا را در هر مرحلة ساخت به مدیران مؤسسه نشان میدهد و در کارخانجات استفاده میشود . 3- حسابداری دولتی : این حسابداری از درآمد و هزینههای سازمانهای دولتی و طرز نگهداری حسابها بحث میکند . 4- حسابداری مالیاتی : محاسبة مالیات متعلق به طبقات مختلف درآمد که باید در این محاسبه قوانین و مقررات رعایت شود. 5- حسابرسی : رسیدگی به اسناد ، مدارک ، دفاتر ، صورتهای مالی و اظهارنظر نسبت به صحت و درستی آنها از وظایف حسابرسان میباشد . سرفصلهای کلی حسابداری : دارائی بدهیها سرمایه درآمد هزینه برداشت داراییها : تمامی اموال وحقوق متعلق به صاحب مؤسسه را دارایی گویند.انواع :1-دارایی جاری 2- دارایی ثابت(مشهود)3- دارایی غیرثابت(غیرمشهود) دارایی های جاری : به دارائیهایی می گویند که یا پول نقد میباشند یا زودتر به پول نقد تبدیل می شوند . انواع : موجودی نقد و بانک موجودی کالا موجودی ملزومات بدهکاران اسناد دریافتی حسابهای دریافتی پیشپرداختها موجودی نقد و صندوق و بانک : به کلیه موجودیهای نقدی اعم از سکه و اسکناس صندوق و بانک گویند . صندوق در شرکت وجود دارد اما برای بانک میبایست یک حساب بانکی در یکی ازشعب بانکها ایجاد کنند. موجودی کالا : کالاهایی که شرکت به قصد خرید و فروش تهیه میکند . موجودی ملزومات(اداری): وسیلههایی که برای مصرف شرکت تهیه میشودکه مصرف آنها(عمرمفیدآنها)کمترازیکسال میباشدمانند لوازمالتحریر. بدهکاران : کسانی هستند که میبایست به شرکت وجه نقد پرداخت کنند . حسابی که در آن طلب مؤسسه از اشخاص یا مؤسسات دیگر نگهداری شود را حساب بدهکاران گویند که در این حساب فروش کالا و انجام خدمات به صورت نسیه ثبت میشود. اسناد دریافتنی : شامل سفتهها و اسنادی است که در قبال طلب مؤسسه از بدهکاران دریافت میشود. حسابهای دریافتنی معاملات : گاهی مؤسسات طلب خود و دریافت سفته را جداگانه ثبت نمیکنند ( یعنی از حساب بدهکاران و اسناد دریافتنی استفاده نمیکنند و این دو حساب را ادغام کرده و در حسابی بنام حسابهای دریافتی معاملات ثبت میکنند .) پیشپرداختها: هزینههایی که مربوط به دورهها یا ماههای بعدی باشد اما قبل از پرداخت از آن استفاده میشود مثل پیشپرداخت اجاره. دارایی ثابت: اقلامی با عمر بیش از یک سال که بصورت طبیعی غیرمنقول و غیرنقدی میباشندو به قصد خرید وفروش خریداری نشده اند. بهعلت اینکه مستقیماً درجریان عادی فعالیتهای مالی مؤسسه مورد استفاده قرار نمیگیرند، فروخته نمیشود ودچار تغییرات عمده نمی شوند اما به علت ارتباط با دارائی شرکت و نقش در سودآوری ، بهای تمام شده آنها اندازه گیری می شود . انواع داراییهای ثابت : زمین : به تمامی زمینهای متعلق به شرکت گویند . ساختمان و آپارتمان : این حساب کلیه ساختمانهای متعلق به مؤسسه به عناوین مختلف مثل محل اداری ، انبار و فروشگاه را شامل می شود . ماشینآلات : کلیه ماشینآلاتی که برای بکارگیری در تولید کالا خریداری شدهاست را گویند. وسائط نقلیه : کلیه وسائطی که شرکت برای حمل ونقل کالا و ..... تهیه کردهاست. اثاثه اداری : شامل وسایل مختلفی که شرکت برای مصرف تهیه کردهاست و مدت مصرف (عمر مفید آنها) بیشتر از یکسال میباشد مانند میز و صندلی . دارائیهای غیرمشهود : داراییهایی که قابلدیدن نمیباشد، اما برای صاحب مؤسسه سود مالی دارد مانند حق اختراع و اکتشاف ، حق سرقفلی(حق سرقفلی عبارتست از حق استفاده و یا اجاره داشتن محلی که برای مغازههای پررونق و محلههای پرجمعیت شناختهشدهاست و بهمنظور فروش کالای بیشتر و انجام کارهای مهمتر به دارنده آن دادهمیشود ولی چون کنترلی نداریم حساب باز نمی کنیم ) بدهیها : عبارتند از حقی که سایر اشخاص و مؤسسات نسبت به داراییهای مؤسسه دارند . انواع : بدهی جاری یا کوتاهمدت/ بدهی ثابت یا بلند مدت بدهی جاری(کوتاهمدت):بدهیهایی هستندکه مدت پرداخت آنهاکمترازیک دورة مالی میباشدانواع:اسنادپرداختنی/بستانکاران/حسابهای پرداختنی/ پیشدریافتها. اسناد پرداختنی : شامل سفتههایی که شرکت در قبال بدهی خود به بستانکاران صادر میکند. بستانکاران : مانده حساب بستانکاران حاکی از تعهداتی است که ناشی از خریدهای نسیه میباشد . حسابهای پرداختنی:گاهی اوقات شرکتها بجای بستانکاران واسناد پرداختنی ازحسابهای پرداختنی استفاده مینمایندکه مربوط میشودبه خریدهای نسیه مؤسسه. پیشدریافتها: هرگاه مؤسسه وجهی ازمشتریان دریافت کندکه هنوز برای آنها خدماتی انجام ندادهاست وجه دریافتی در حساب پیشدریافتها ثبت میشود. بدهی ثابت(بلندمدت): بدهیهایی هستندکه سررسیدپرداخت آنها (روزپرداخت بدهی)بیشترازیکسال باشد،مثل:اوراق قرضه/دیون رهنی/وام بلندمدت بانکی . اوراق قرضه: اگر شرکت تعهد کاری را دادهباشد اما سرمایة شرکت کفاف انجام کارها را نکند ناگزیرمیبایست از سرمایة افراد دیگر کمک گیرد ، بین افراد برگههایی را توزیع میکند و در قبال صدور هر برگه سودی به آنها میدهد که این برگهها بهنام اوراق قرضه در بین حسابها آوردهمیشود . دیون رهنی: طلبی را که مؤسسه در قبال داشتن محل کار میبایست به صاحب آن محل پرداخت کند . وام بلندمدت بانکی: پولهایی که شرکت از بانکها و مؤسسات وامدهنده دریافت میکند که مدت پرداخت این وامها بیشتر از یکدورة مالی میباشد. سرمایه : عبارتست از حقی که صاحب مؤسسه نسبت به داراییهای موسسه دارد. درآمد : کلیه دریافتهایی که مؤسسه درقبال خدمات انجامشده در یافت میکند. هزینهها : شامل بهای اشیاء و خدماتی که برای تحصیل درآمدموردنیاز میباشدمثل هزینة حمل ونقل ، هزینة اجاره، هزینة بیمه، هزینة آگهی، هزینة حقوق. برداشت : به مبالغی گویندکه صاحب مؤسسه برای مصارف شخصی خود از داراییها برداشت می کند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 11:18 توسط فاطمه جهینی
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 9:49 توسط فاطمه جهینی
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
به دوستم میگم یه ذره حجابتو درست کن ، میگیرنت... میگه کی؟ پلیس..؟ حل این تمرین به عهدی دانش آموز است. تصادف کردم، زنگ زدم ۱۱۰ … پلیسه اومده میگه تصادف کردی؟! گفتم پـــ نَ پَـــــ اینا همش نقشه بود بیای ببینمت ! تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟ دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن *میگه در خونه رو؟ پشت در اتاق عمل وایستادم منتظر دکترم که برم برای زایمان پرستاره اومده نگام میکنه میگه زائو شمایی ؟ رفتیم کوه … دارم چوب جمع میکنم … میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟ 4 ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟ تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده ۴ لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟ بعد از چند ساعت عمل بچم به دنیا اومده با کلی ذوق به بابام نشونش می دم . میگه بچته؟؟؟!! با دوستم رفتیم باغ وحش ، جلوی قفسِ شیر وایسادیم . دوستم میگه: شیرِه ؟ داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته، برگشتم خونه*در زدم داداشم در رو بازکرده با تعجب میپرسه قاسم تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟ دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد*دوستم گفت عروسیه؟ دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم ازراه اومده میگه خوابه؟ پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟ میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم* میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 9:43 توسط فاطمه جهینی
|
|
||
|
|
|
|
|
داستانک
روزی روزگاری در شهری دور دخترکی زندگی میکرد . این دخترک پدرش را قبل از اینکه به دنیا بیایید مرده بود.دخترک با ۸ خواهر و برادر زندگی میکرد . او با مادرش هر روز به سرزمین میرفت تا اینکه یه شب موقع برگشت از خونه زودتر از مادرش حرکت کرد در راه برگشت بود که یه گرگ به او حمله ور شد دخترک تنها و بی کس از ترس به خود میلرزید در دل دعا میکرد که کسی به دادش برسد او ازترس بیهوش شد دختر دیگر دراین دنیا نبود بلکه در بهترین جایی پیش پدرش زندگی میکرد |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 9:43 توسط فاطمه جهینی
|
|
||
|
|
|
|
|
حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه. سه نفر مي خواستند چاي ليپتون بخورن. اولی فنجان رو نگه مي داره و ليپتون را تو فنجان تكان مي ده، دومی ليپتون را نگه مي داره و فنجان را تكان مي ده، سومی ليپتون را به دور فنجان مي ماله!
مادر: احمد! اگر من به تو ۱۰ تا بادام بدهم که آنها را به طور مساوی با جواد تقسیم کنی، چند تا به او می دهی؟
احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟
دوتا غضنفر تصميم ميگيرن فارسي صحبت كنن اولي ميگه پاشو دومي نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم. تركه ادعای پیغمبری میكنه . بهش میگن خوب كتابت كو ؟ میگه ، فعلا جزوه میگم بنویسید تا بعد ...!!! يارو تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3:قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه! يه تركه موبايل ّاسم نويسي ميكنه!بعد ميگه خدا كنه نوكيا در بياد. به ترکه ميگن سفر حج چطور بود ميگه خيابونا تميز ، برجاش بلند ، ماشينا آخرين مدل. البته يه جاي زيارتي هم داشت که شلوغ بود نرفتم. به غضنفر ميگن شنيديم آدم شدي! غضنفر ميگه: نامردا شايعه كردن! غضنفر با ذوق به دوستش ميگه : بالاخره بعد از 2 سال اين پازل رو حلش کردم! دوستش ميگه 2 سال زياد نيست؟ لره ميگه: نه بابا رو جعبش نوشته 7 تا 10 سال ! به غضنفر ميگن سفر حج چطور بود ؟ ميگه خيلي سنگ به سر و صورتم خورد ولي بالاخره بوسيدمش! جعبه سیاه سی130 پیدا شد : توش غضنفر به خلبان میگه آقا سه راه آذری پیاده میشم ! غضنفر دكمه اي پيدا كرد و برد پيش خياط. - آقا ميخوام براي اين دكمه يك كت بدوزيد!!! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 9:42 توسط فاطمه جهینی
|
|
||